Me And Life

emerge –unmerge despotism && emerge –depclean && emerge freedom #

Archive for the ‘گنو/ لينوكس’ Category

نصب ناموفق OpenOffice 3

without comments

بدتر از این امکان نداشت، به سایت Open Office رفتم و چشم بسته، فایل پیشنهادی خودشو دانلود کردم.(OOo_3.0.0_LinuxIntel_install_wJRE_en-US.tar.gz).فایلی با حجم بیشتر از ۱۷۰ مگ.با کلی شوق خواستم فایل رو روی اوبونتوی ۸.۱۰ با دستور setup/. نصب کنم ولی ارورهای زیرو گرفتم.

Error:
user@mypc:~/Desktop/OOO300_m9_native_packed-1_en-US.9358$ ./setup Checksumming...
Extracting ...
./setup: 478: rpm2cpio: not found
cpio: premature end of archive
find: `usr/java': No such file or directory
basename: missing operand
Try `basename --help' for more information.
/dev/pts/0
Error: Failed to extract the Java Runtime Environment (JRE) files

سعی نکنید که خطاها رو رفع کنید و این فایل رو نصب کنید که من این کار را کردم ولی سودی نداشت.

من چون JRE رو روی اوبونتوم داشتم آدرس فلدر اون را با پارامتر j- به دستور نصب فرستادم.

./setup -j /usr/lib/jvm/java-6-sun/jre/bin/java

ولی باز با خطای زیر روبرو شدم.

IOError: java.io.IOException: Cannot run program "rpm": java.io.IOException: error=2, No such file or directory

این خطا هم با دستور زیر رفع شد:

sudo ./setup -j /usr/lib/jvm/java-6-sun-1.6.0.07/jre/bin/java

بعد از این، رابط گرافیکی نصب ظاهر شد ولی بعد از چند مرحله اون هم freeze شد وتلاش من ناموفق بود.

اگر که می خواهید Open Office رو برای اوبونتوی ۸.۱۰ نصب کنید می بایست برید به این قسمت ( Get more platforms and languages) و یکی از فایلهای LINUX DEB را دریافت کنید.

Written by داوود قرشی

نوامبر 21, 2008 at 6:06 ب.ظ

ارسال شده در گنو/ لينوكس

در مذمت تعصب

without comments

خیلی وقتها به این فکر میکنم که آیا تعصب چیز خوبی هست یا نه؟تعصب به هر شکل و شیوه ای!بعضی ها آنچنان به مطلبی یا موردی تعصب دارن که نمیشه یک مقدار به شیوه ی نگاه کردنشون انتقاد کرد.آنچنان به تو انگ بیگانه بودن می زنند که خودت هم باورت میشه.

من با خیلی از سایت ها روبرو شدم که اس(S) ی microsoft رو با $ نشون میدن، و می نویسند micro$oft.به نظر من این کاملا غلطه.micro$oft.

همیشه سعی کردم که تعصب کور نداشته باشم.تا قبل از این که با گنو لینوکس آشنا بشم با چه سیستم هایی کار می کردم.

1-Commodore 64 که در سن 3-4 سالگی چیز زیادی ازش به یادم نمیاد.فقط می دونم که سیستم عامل نداشت.و باید با دستورات BASIC در اون استفاده می کردی.
2-آمیگا 500 ِ شرکت معظم Commodore که سیستم عاملش Workbench بود( چه چیزایی شبیه ویندوز 98) و خیلی از کار باهاش لذت بردم.

3-یک کامپیوتر Pentium 2 ، با سیستم عامل Windows 98.این هم واقعا تجربه ی شگفت آوری بود، این رو بدون ترس می گم.

4-یک Pentium 4 ، با سیستم عامل Windows XP

5-و نهایتا سخت افزار+گنو+لینوکس

به غیر ازمورد 5 کدام یک از این سیستم عاملها OpenSource بودند؟اگر 4 تای اول نبودند آیا من هیچ وقت به پنجمی می رسیدم؟!!

من که فکر نمی کنم.آزادی به راحتی به دست نمیاد.همانطور که انقلاب ها نیز.در گذار از سختی ها به آسایش می رسیم.

من همیشه به ماکروسافت احترام گذاشتم.این به من ربطی نداره که مثلا آیا در سیستم های عاملش نرم افزار جاسوسی کار می ذاره یا نه!من می تونم از اونها استفاده نکنم.آزادی.شاید بگید که خود مایکروسافت به کاربرا اطلاعی از وجود Spyware در سیستم عاملش نمیده.بله این هم حرفیه.ولی شما وقتی License Agreement رو می خونید و با مفاد اون موافقت میکنید نهایتا این رو اعلام می کنید که من با هر چی که شما بگید موفقم.

مهمترین چیز طرز فکر افراده. وظیفه ی جامعه ی OpenSource اینه که فکر افرادرو باز کنیم و برای مشکلات اونها راه حلی ارائه کنیم.دید اونها ور وسیع کنه از خوبی های آزادی براشون حرف بزنه.از این که همه کارها با نرم افزار آزاد شدنیه براشون بگه.

یکی از دوستان می گفت که اگر من به یکی بگم که لینوکس نصب کنه و اون هم نصب کنه وبعد از اون به من اولتیماتوم بده که اگر تا فردا من نتونم فلان کار ور باهاش بکنم ، دوباره به ویندوز بر می گردم ، من میزنم تو گوشش و بعد هم به این نتیجه می رسیم که مایکروسافت یک شرکت کلاش کلاه بردار دغل باز ه!من هیچ اشکالی نمی بینم که یک عده در دنیای مجازی به سوی نرم افزار آزاد و ایده ی open source باشند وعده ای هم نباشند.در دنیای واقعی ما هم در همه ی کشورها دموکراسی برقرار نیست.در خیلی از کشورها حتی شاید دموکراسی از نظر عامه و شاید حتی دولت مردان چیز خوبی نباشه و شاید هم هینطور باشه.

ما آزادیم برای انتخاب.ما می تونیم به سوی دموکراسی بریم یا به سوی نظام الیگارشی.کسی هم نگفته که یک سیستم الیگارشی برای مردمانش بدبختی رو به همراه میاره ، دموکراسی هم تضمینی برای خوشبختی نیست. این بسته به نگاه افراده.این انتخابه.در جامعه شما حق دارید که دیگران رو به سوی سیستم خودتون دعوت کنید و ایدئولوژی خودتون رو بسط بدید ولی مهم انتخاب دیگرانه.پس سعی کنیم که گفتگوی تمدن ها را در دنیای مجازیمون هم برقرارکنیم.شاید بتونیم به نتایج ارزشمندی برسیم.

بهتره به بیراهه نریم و مراقب باشیم.همونطور که تمدن OpenSource علیه تمدن قدیمی انقلاب کرد ممکنه که عکسش هم اتفاق بیفته.بهترین راه متقاعد کرده مردمه نه لزوما درگیری.

Written by داوود قرشی

اکتبر 11, 2007 at 8:42 ب.ظ

ارسال شده در روزمرگي, گنو/ لينوكس